توجه به زیبایی و هنر در اسلام

( قسمت اول )

«بعضی‌ها تصور كرده‌اند كه اسلام از نظر توجه به هنر خشك و جامد است و بی‌عنایت. به عبارت دیگر اسلام ذوق‌كش است. البته این‌ها به این دلیل می‌گویند، كه در اسلام به موسیقی و رقص و مجسمه‌سازی روی خوشی نشان داده نشده است. علت منع این هنر‌ها مسئله زیبایی نبوده بلكه دلیل آن به طور مسلم این بوده كه اسلام خواسته است از عقل انسان حراست و حفاظت كند و این قبیل منع‌ها نیز به همین جهت مطرح شده‌اند. در مجسمه‌سازی منع اسلام به جهت منع بت‌پرستی و مبارزه با آن است. در مسئله غنا و رقص هم اهتمام اسلام به خاطر عفت است2». زیبایی‌ها چه در نمایشگاه طبیعت و چه محصول فكر و ذوق انسانی، از دیدگاه اسلام محبوب و مطلوب بوده و همة زیبایی‌ها مستند به خداست.

آیات متعددی در قرآن مجید زیبایی‌ها را به خدا نسبت می‌دهد و حتی محروم ساختن مردم از زیبایی‌ها را مورد توبیخ قرار می‌دهد:

«قل من حرم زینه‌الله التی اخرج لعباده...3» كلمة اخراج بیانگر این نكته است كه زیبایی را به جهت زیبایی و جذابیتش، برای بندگانش، از دستگاه خلقت بیرون آورده و نمودار ساخته است. یعنی نمود‌های زیبا، در طبیعت و در آن‌چه كه با فكر و ذوق و كار بشری نمودار می‌گردد مورد مشیت خداوندی است. مگر آن زیباسازی‌ها كه با هدف‌گیری‌های فاسد، ارزش‌ها و اصول انسانی را مختل می‌سازد.

خداوند بارها در ادعیه و روایات با لفظ جمیل و الفاظی مشابه همچون بهی و دیگر اوصاف جمالیه توصیف شده است، در دعای عظیم‌الشأن سحر، منقول از حضرت امام رضا(ع) می‌خوانیم «اللهم انی اسئلك من جمالك باجمله و كل جمالك جمیل الله انی اسئلك بجمالك كله» خدایا از تو می خواهم به زیباترین مراتب جمالت، و تمام مراتب جمالت زیباست، خدایا ز تو می‌خواهم به تمام مراتب جمالت.

خداوند در قرآن مجید زیبایی‌های محسوس و معقول و معنوی را تذكر داده و آن‌ها را در مقابل دیدگان سر و جان انسان به تصویر می‌كشد:

«ولكم فیها جمال حین تریحون و حین تسرحون4» و برای شماست در آن جانداران منظرة زیبا؛ شامگاهان كه آن‌ها را به جایگاه‌های خود برمی‌گردانید و صبحگاهان كه آن‌ها ر به چرا می‌برید.

و از زیبایی‌های معنوی نیز صبر جمیل، عفو جمیل و هجرت زیبا در قرآن مذكور است. در زمینة جلوه‌گیری جمال ایمان، آیة 7 سوره حجرات نمونة دیگریست: «ولكن الله...» ولی خداوند متعال ایمان را به دل‌هایتان محبوب نموده، آن را در قلب‌های شما با زیبایی بیاراست و كفر و فسق و معصیت را برای شما زشت و كراهت‌بار ساخت.

قرآن خود، تمام نفوذ خارق‌العاده‌اش را از زیبایی و فصاحتش دارد. «مایة نازش و تفاخر قوم عرب در دوران جاهلیت سخن و سخنوری و شعر و شاعری بود؛ اسلام نیز پس از نورپاشی در شبه جزیرة عربستان به این هنر ارج نهاد، منتهی آن را جهت بخشید.5» قرآن، معانی را كه با عمق وجدان و روح انسان سر و كار دارد از درون انسان بیرون می‌كشد، و به تعبیر خودش، مذكر است. چون معجزة باقیه پیامبر اسلام است. حقانیتش را با آنچنان زیبایی خارق‌العاده‌ای بیان می‌كند كه اعجاب‌آور است؛ و تا به حال چقدر این فصاحت قرآن از مردم اشك گرفته است. این برای آن است كه آن معانی عالی در این لباس لفظی بسیار زیبا، آن حس معنوی و جمال دوستی فطری انسان را در اختیار می‌گیرد و مسخر خود می‌كند. «و اذ اسمعواما انزل الی الرسول تری اعینهم تفیض من الدمع مما عرفوا من الحق...6» هنگامی كه می‌شنود آن‌چه را كه بر رسول نازل شده است می‌بینی كه در اثر شناخت حق، چشمانش اشك می‌بارد.

«راز آنكه نام علی(ع) در دنیا باقی است ـ با آنكه به تعبیر زینب كبری(س) اقطار زمین و آفاق آسمان‌ها او را دشمن گرفته بودند و می‌خواستند نامی از علی(ع) در دنیا نباشد ـ آن است كه علی(ع) سخنانی دارد در نهایت زیبایی. نهج‌البلاغه واقعاً «نهج‌البلاغه» است. دشمنان علی(ع) هم كلمات آن را ضبط و حفظ می‌كردند. و چه بسیار بودند از فصحا و بلغای عرب از همان‌هایی كه با علی(ع) هم میانه خوبی نداشتند؛ وقتی از آن‌ها سؤال می‌شد، از كجا به این مقام از فصاحت رسیده‌اید؟ می‌گفتند صد خطبه از علی(ع) حفظ داشتیم، از آنجا ذهن ما جوشش پیدا كرد.7»

جرج جرداق عالم مسیحی دربارة اندیشه‌های بلند علی(ع) می‌گوید: «به همان اندازه كه عقل را مورد خطاب قرار می‌دهد، احساسات را نیز تحریك می‌كند. چرا كه اندیشه‌های مزبور از عقلی سرچشمه می‌گیرد كه عاطفه با حرارت خاصی آن را می‌كشاند... شما اگر در نهج‌البلاغه سیر كنید خود را در میان امواج خروشان از گرمی احساسات خواهید یافت. راستی آیا قلب شما را مهر و محبت نمی‌گیرد اگر به سخنان علی(ع) از این قبیل گوش فرا دهید: «اگر كوهی مرا دوست داشته باشد، در هم فرو خواهد ریخت» ـ «ای مردمی كه بدنهایتان جمع و خواسته‌هایتان گوناگون است، سخنان شما سنگ‌های سخت را سست می‌كند».

علی(ع) دربارة هنر سخن خویش می‌فرمود: «انا لامراءالكلام و فینا تنشبت عروقه و علینا تهدلت غصونه.» امیر سخن مائیم، ریشه‌های سخن یعنی معانی و مطالب در زمین وجود ما دویده است و شاخه‌های سخن بر سر ما سایه افكنده‌ست8.

متون دعاهای اسلامی از زیباترین متون ادبی و هنری و عالی‌ترین نثر در زبان و نمونه بهترین بكارگیری از فصاحت و بلاغت در بیان است و این نشان كه اسلام به زیبایی و به ارزش هنر مشروط بر اینكه در خدمت تكامل روح بشری باشد، نه تنها اهمیت می‌دهد، بلكه دستور اكید برای اهمیت دادن و توسل به آن می‌دهد. هر دعا، سه موسیقی جدا از هم دارد؛ موسیقی كلمه، كلمات از نظر اشنقاق از نظر سجع، با هم هماهنگی دارند و نیز هر كلمه از نظر حروف تشكیل‌دهنده‌اش دارای موسیقی حساب شده‌ای است.

اسلام نه تنها دیدن زیبایی‌ها ـ اعم از محسوس و معنوی ـ را توصیه می‌كند، بلكه ایجاد زیبایی‌ها را نیز مطلوب می‌داند. در حقیقت آنچه كه امروز به نام هنر، یعنی خلق زیبایی‌هاست، مورد توجه تام مكتب اسلام است. البته هنر، جدای از مسئله گرایش به زیبایی، كه در فطر انسان هست خود گرایش اصیلی است كه برخاسته از تلفیق ابتكار و حس زیبایی‌شناسی انسان است. در قرآن كریم آیاد متعددی وجود دارد كه بوجود آوردن زیبایی‌ها و تحصیل آن‌ها را مطلوب می‌داند. از جمله در قرآن دربارة هنر بیان و خطابه، معماری و نقاشی و ... مسائلی مطرح شده است.

«در روایات از یك طرف فرموده‌اند «ان من‌الشعر لحكمه و ان من البیان لسحر» از آن طرف هم قرآن می فرماید: «ما علمناه الشعر» وقتی محتوا و مطلب خوب بود، آنگاه به هنرمند ارائه می‌دهند كه این بیان خوب را با ظرافت هنری به مردم عرضه كند. مثلاً فرعون را وقتی بخواهند از آن تخت عزت به تحت مذلت بیاورند از هنر استفاده می‌كنند اما با محتوای خوب. حرف موسی با هارون یك حرف است اما موسی عرض می‌كند كه برادرم از من افصح است. «هوافصح منی لسانا» یا عرض می‌كند «واحلل عقده من لسانی» یعنی كاری كن كه زبان مرا آن‌ها بفهمند. فرهنگ مرا بفهمند. چون فرهنگ موسی و هارون، هر دو یكی بود. هر دو مردم را به توحید و نبوت و قیامت دعوت می‌ كردند. منتها موسی فصیح بود و هارون افصح. لذا برای تشوق هنر در بعد افصح برای بودن برای ارائه حق به لسان و لباس افصح، به خدای سبحان عرض كرد «و هو افصح منی لسانا9» از اینجا پی می‌بریم كه محتوای خوب را می‌توان با بهترین روش‌های هنری اعم از خط خوب، بیان خوب و هنرهای دیگر به مردم ارائه داد و از همین‌جا نیز این اصل اساسی را درمی‌یابیم كه «زیبایی نباید پرده‌ای برای پوشاندن واقعیات و توجیه پلیدی‌ها باشد.» چنانكه كارهای صادق هدایت، با همه هنرنمائی و زیبایی كه در طرح مسائل و نگارش آن به چشم می‌خورد، اما چون محتوای مطالب، اموری موهوم و غیرحقیقی است، اگر هم خواننده‌ای داشته باشد به دلیل جذابیت قلم است. 
دوشنبه 12 شهریور 1386 11:10 ق.ظ
كلمات كلیدی : زیبایی و هنر در اسلام ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic