بررسی های تطبیقیِ هنر

نوشته شده توسط:  دكتر حبیب الله آیت اللهی ، دانشیار دانشكده ی هنر شاهد

كوتاه سخنی در باره ی بررسی های تطبیقیِ هنر

چکیده :
همه ی ادیان و آیین ها بشریت را از یك زوج انسانی ، زن و مرد ، منشعب می دانند و برین باورند كه انسان ها در آغاز سكونت بر زمین یك گروه هم زبان بیشتر نبوده اند و سپس به اقوام و ملل مختلف فرادیس شده اند . این بشریت نخست در كجا پا گرفته است و چرا پس از كوچ گروه هایی از آن به نقاط دیگر جهان ، فرهنگ‌، زبان ، و هنر آنان دگرگون گشته است؟ چگونه می توان به حقیقت این « امت واحده » پی برد  ؟به نظر می رسد  مطالعه ی تحلیلی و تطبیقی در فلمروهای مختلف فرهنگی ، هنری ، عادات و آداب و سنن اقوام مختلف بتواند تا اندازه یی راهگشاس این مشكل و پاسخگوی پرسش های بی شماری باشد كه درین قلمرو مطرح می گردد. چون آغاز تاریخ در میان ملت ها و اقوام مختلف متفاوت ست و چون تاریخ زنیِ باستان شناسانه بر اساس كربن 14 می باشد ، به این تاریخ نمی تواند چندان اعتماد كرد و تنها راه دستیابی به حقیقت نسبی ، مطالفه ی تحلیلی و تطبیقی ست.

 مقدمه :
از كهنترین روزگاران و در دین ها و آیین های مختلف، پرسشِ نخستین انسانها و نخستین « نژاد یگانه » و « امت واحده »‌؛ چگونگی پراكندگی آنان در زمین ، دگرگونگی های ایجاد شده در آنان در تمدن هاو در سرزمین های مختلف ؛ تغییر رنگ، عادات و آداب ، سنت ها و عقاید و ...ذهن و تخیل بسیاری از هوشمندان را بر انگیخته است. افسانه های بومی و مذاهب ، هركدام به گونه یی از یك حفت انسان آغازین كه منشأ همه ی انسانها بوده اند سخن گفته اند : آدم و حوا ، ادان و اِو (Adam et ève )، مهر و مهریانه ، مشی و مشیانه ،و ...در عقاید مختلف و با اندك تفاوتی در آفرینش آنها ،در نحوه ی جایگیریِ آنان در زمین  ، و چگونگیِ پراكندگی آنها در اكناف جهان،هسته ی مركزی و آغازگاه سكونتشان و بالاخر « طوفان » و روایت های متفاوت آن در دینها و معتقدات مختلف ملت های گوناگون و آنچه پس از طوفان اتفاق افتاده است ... همه ی مذاهب را به خود مشغول كرده و اندیشه ی یك «نژاد یگانه » و « امت واحده » (كه قران مجید نیز ار آن سخن گفته است) (1)  را. زنده نگاه داشته است ، بویژه اینكه در همه ی عقاید بشری،گونه یی بازگشت به « امت جهانیِ واحد ه در دورانهای پایانی جهان یا « حكومت جهانی یگانه » وجود دارد .
اكنون پرسش اصلی این ست : از چه راه می توان وجود این« امت واحده » را محقق ساخت ؟ سپس در كجا و چگونه ؟ داستان های متفاوتی كه در دین ها و مذاهب مختلف آمده اند ، هیچكدام مقطع زمانی خاصی را مشخص و تعیین نمی كنند (به جز تاریخ نویسان اسلامی كه تاریخ گذشتگان را از پس از هبوط حضرت آدم (ع) محاسبه می كنند) . تاریخ گذاریِ باختر زمینیان نیز بر اساس مبدأ تاریخشان : تولد حضرت مسیح (ع) ،ست و پیش از آنرا از « كربن 14 » و دانش باستان شناسی كمك می گیرند . ولیكن ، ایرادها و پرسش های بزرگی درینجا وجود دارد : نخستین كسانی كه اینگونه تاریخ گذاری را ابداع كردند چه كسانی بودند ؟ ؛ آیا كربن 14 راست می گوید ؟ علت متفاوت بودن آغاز تاریخ ملت های مختلف (تاریخ ابداع خطنوشته توسط آنان) چیست ؟ دلایل قاطع ، منطقی و علمیِ كوج گروهیِ مردمی از یك نقطه ی زمین به نقطه یی دیگر كدام ست ؟ چرا پس از كوچ انسانها ویژگی های نژادی ، آداب و سنن و عقایدشان دگرگون گشته است ؟ كدام یك ازین كوچ ها را باید سرآغاز دگر گونی در « امت واحده » دانست و این نخستین كوچ از كجا آغازیده شده است ؟...
و ، چرا در تاریخ گذاری های باستان شناسانه و تاریخ بشری تشتت و اختلاف نظرهای زیادی میان دانشمندان تاریخ و مردم شناسان و باستان شناسان وجود دارد ؟ و چرا انسانی كه توانسته است به فضاهای دوردست كیهان چنگ افكند و دستگاه های خُردی بیافریند كه در یك لحظه هزاران آگاهی علمی را در دسترس او قرار دهد ، هنوز نتوانسته است دستگاهی بیافریند و اختراع كند كه توانای تاریخ گذاری دقیق آثار باز مانده از تمدن های كهن باشد؟
 پییِر اَمیِه Pierre Amiet باستان شناس ارشد نگارستان لوور Louvre در پاریس و متخصص هنر های آسیای غربی یا خاور نزدیك بویژه ایلام و سومر ، در پیشگفتار كتابش : «هنر باستانی خاور نزدیك » از مجموعه ی تاریخ تحلیلی و تطبیقیِ « هنر و تمدن های بزرگ »  (2 ) ،صریحاً اظهار می دارد كه نمی توان قاطعانه به تشخیص كربن 14 اعتماد كرد وشاید این اعتماد از 50 درصد تجاوز نكند . بنابرین شایسته است ما در اظهار نظر ها ، عقاید و تشخیصمان نسبت به پدیده های انسانی و هنر تنها از طریق « مقایسه و تطبیق » عمل كنیم . یعنی آن 50 درصدی را كه می اندیشیم احتمال درست بودنش می رود ، ملاك مقایسه و تطبیق آثار بشری بویژه آثار هنری بنماییم و اینچنیی به یك تاریخ گذاری نسبتاً درست تر دست یابیم . ولی ، خودِ او در پایان این پیشگفتار یادآور می شود كه تا انسان دستگاه اندازه گیری و تاریخ زنی دقیق تر از كربن 14 را اختراع نكرده است به همان شیوه عمل خواهد كرد و از پژوهشگر می خواهد كه درستی یا نادرستی آنرا خود بپژوهد .
 ماری رستگاست Mary Restgast باستان شناس جوان و معاصر انگلیسی ، در كتاب مشهورش: «  ده هزار سال باستان شناسیِ خاور نزدیك » (3) مدعی ست كه تاریخ گذاری تمدن خاورنزدیكی را باستان شناسان یهودی مذهبِ فراماسون پیشه ی انگلیسی ابداع كرده اند تا مدعی شوند كه تاریخ خیالی قوم یهود (كه بنابر عقاید یهودیان از طوفان نوح علیه السلام آغاز می گردد ) كهن تری تاریخ بشری ست . او با یادآوری نظریه ی افلاطون كه تاریخ ظهور زردشت (ع) پیامبر ایرانی را 6000 سال پیش از خود می دانست ، تاریخ انقلاب كشاورزی و بدین گونه انقلاب نوسنگی را نیز ، چندین هزاره واپس می راند زیرا زردشت (ع) حامی و مشوق كشاورزان بوده است [ و هنوز این نظریات مورد اعتراض هم اندیشان او قرار نگرفته است ] . بنابرین گونه یی تجدید نظز قطعی در تاریخ هنر آسیای غربی الزامی به نظر می رسد .
حكیم عمر خیام نابغه ی ریاضی سده ی پنجم هجری ، در یكی از رباعی های خود تلویحاٌ تاریخ ایرانیت را هفت هزار سال یاد می كند و به احتمال بسیار زیاد منظورش آغاز تمدن مزد یسنایی بوده است (4 ) .
مرحوم دكتر ركن الدین  همایون فرخ در پژوهش بسیار ارزشمندش: ‌« هشت هزار سال تاریخ شعر فارسی » (5 )  ظهور زردشت را حدود شش هزار سال پیش از مسیح (ع) می داند و میدانیم كه كتاب آسمانی زردشت (ع) (كه اكنون بخشی از آن به نام گاتها ، به شعر‌، در دسترس ست ) كتابی منظوم  بوده است ؛ و او ، زردشت (ع) ، به كشاورزی اهمیت زیادی می داده و « گُرپان ها» (كه در زبان امروز ما قربان  گفته می شود) را گجسته یا ملعون  می دانسته است ، زیرا آنها ، مِهرپرستانِ كشندگان یا قربانی كنندگان گاو بوده اند و گاو حیوانی ست بسیار سودمند و ارزنده در كشاورزی و در تأمین زندگی انسانها .
در صورتی كه می بینیم باستان شناسان انگلیسی ، كه هموطنشان ،  ماری رستگاست آنان را نسبت به تاریخ گذاریِ فرهنگ و تندن خاور نزدیك مغرض و نادرست می داند، تاریخ زردشت (ع) را حدود سده ی پنجم پیش از میلاد تخمین زده اند و برخی دیگر (مرحوم دكتر محمد معین برای مثال ،در مزد یسنا و تأثیر آن بر ادبیات پارسی) حدود 1100 سال پیش از میلاد و زردشتیان هند 1750 سال پیش از میلاد را برای تولد این پیامبر بزرگ تعیین كرده اند . این تعدد تاریخ گذاری ها كه هركدام متكی بر حدسیّات و قرائنی ست می تواند در مقاطع زمانی مختلف تكرار شود . برای نمونه ، اگر تولد زردشت(ع) در سالی بوده است كه خورشید د ربرج حمل و در فلان ناحیه ی آسمان قرار داشته است و این امر می تواند هر چند هزار سال یكبار اتفاق افتد ، چه دلیلی وجود دارد كه ما آخرین « واقعه ی اتفاقیه » را ملاك داوری خود قرار دهیم و یك یا دومرتبه بیشتر به عقب باز نگردیم ؟
بررسیِ تطبیقی
تشكیك در تاریخ گذاری ادیان و سایر پدیده های هنری و پژوهش در كشف حقیقت زندگی انسانی بر روی زمین و دیگر شك ها و تردید ها در اصل و مبدأ انسان ، با همه ی تضادها ومغایرت ها ، جای خود را به دانش نوینی دادند كه نخست در قلمرو هنرها ، سپس در زبان وبالاخره در دیگر دانش ها مورد استفاده قرار گرفت و « دانش بررسی های تطبیقی » نامیده شد. . در قلمرو هنر، این دانش تلاش برین دارد كه تحول هنر ها را از كهن ترین روزگاران ، با مقایسه و تطبیق آثار و پدیده های انسانی بویژه آثارهنری و با در نظر گرفتن كوچ های مختلف بشری، نخست در یك مقطع زمانی در هنر دو یا چند قوم و ملت و سپس در هنر یك قوم و ملت در مقاطع مختلف زمانیِ آن ، مورد بررسی قرار دهد و « پیشینه»  ها و « پسینه » های آنها را با یكدیگر بسنجد ، ریشه یابی كند ، مفاهیم را كشف و استخراج نماید و نمادها و رمز ها را استنتاج كند تا بتواند حُكمی قطعی و صریح صادر نماید .  
به مستندات علمیِ كارشناسان هنر باز گردیم : پییِر امیِه ، در مورد مفرغ های لرستان معتقد ست كه تاریخ گذاری های رایج كه توسط « كربن رادیو اكتیو 14 » انجام می گیرد ، كاملاً مورد اعتماد نیستند و حد اكثر میتوانند پنجاه در صد مورد پذیرش قرار گیرند . برای تشخیص عمر اجسام كهن توسط كربن 14 چنین عمل می شود كه مقدار محاسبه شده یی از پرتو ها را به جسم مورد نظر می تابانند . بخشی ازین پرتو ها در جسم نفوذ كرده و جذب آن می شود و بخشی دیگر بازتاب می گردد ؛ با محاسبه ی مقدار بازتاب شده عمر جسم تخمین زده می شود ؛ بدین طریق كه هر چقدر بازتابها كمتر باشد عمر جسم بیشتر و بر عكس، هر چقدر بازتابها بیشتر باشد برای جسم عمر كمتری تخمین زده می شود. باری ، این جاذبه و دافعه به « مواد متشكله ی جسم » بستگی دارد ، مسلم ست كه جسمی مانند سفال كه ذرات آن از تراكم كمتری برخوردارند پرتو های بیشتری را جذب می كند و لی مفرغ كه ذرات آن از تراكم بسیار زیاد و پایداری برخوردارند پرتوهای كمتری را جذب می نمایند .
اگر مورد سفال را ، برای مثال، بررسی كنیم و ارزیابیِ آنرا مقرون به حقیقت بپذیریم ، بنابرین آگاهی های به دست آمده در مورد مفرغ نمی توانند درست باشند ، و برعكس . پس چه باید كرد ؟
پییِر امیه در مقدمه ی كتاب حجیم خود «هنر باستانیِ خاور نزدیك »(2) به این پرسش چنین پاسخ می دهد كه برای تعیین عمر مفرغ های لرستان باید از طریق مقایسه و تطبیق شكل و طرح آنها با طراحی ها و نقش های سفالینه ها عمل كرد زیرا این مفرغ ها همان شكل هایی را اجرا و تكرار كرده اند كه بر سفالینه های هزاره ی چهارم پیش از میلاد نقش شده اند ؛ پس تاریخ زدن آنها در فاصله ی 1500 تا 900 سال پیش از مسیح (ع) نادرست ست . از سویی ، نمی توان پذیرفت كه مفرغ كاران نیمه ی اول هزاره ی دوم تا هزاره ی یكم از نقش های سفالینه های هزاره ی چهارم آگاهی داشته اند زیرا مجموعه سازی از آثار كهن پدیده یی ست یونانی و از دوران هِلِنی، و حدود سده چهارم پیش از میلاد به وجود می آید ؛ و از سوی دیگر ، مس(عنصر اصلیِ مفرغ) در هزارهی ششم در حوالی تپه ابلیس كرمان بوسیله ی اقوام آراتایی كشف و استخراج شد و می توان پذیرفت كه با كوچ ایلامیان از كرمان و فارس به خوزستان و همزیستیِ آنان با ساكنان زاگرُس در هزارهی ششم تا پنجم ، صنعت مس ( و در نتیجه مفرغ ) را به غرب ایران كه معادن فلزات مختلف فراوان دارد ، بردند . این نظریه ، می تواند تأییدی بر گفتار پییر امیه باشد .
                                                    *****
كوتاه مقایسه ی پرسش مانندی در مورد سكونت قبایل و ملت های گوناگون (اما محدود) دوران های كهن خالی از سودمندی نیست . چون تاریخ اقوام مختلف از هنگامی می آغازد كه در میان آنان « خطنوشته » آشكار می شود ، بنابرین ما این مقایسه ی تطبیقی را بر اساس ظهورآثار هنری در میان آنان بررسی خواهیم كرد.
بر اساس عقاید و نظریات باستان شناسان ، بویژه خاور شناسان (خصوصاً خاور شناسان معاصر ، ماری رستگاست انگلیسی و پییر امیه فرانسوی ) ، زندگانی گروهی انسانها به صورت قبیله یی و روستا نشینی از آسیای غربی و یا به عبارت دیگر از خاور نزدیك آغازیده شده است. یك مقایسه ی تاریخی و علمی (متكی بر نظریات تخمینیِ باستان شناسان) ، انجام شده براساس  تاریخ زنیِ كربن 14 ،  نشان می دهد كه نخستین آثار زندگیِ انسانی به صورت تشكل های گروهی از انسانها ( انسانهای هوشمند و نیمه هوشمند) پس از « حلقه ی مفقوده » میان هزاره ی پانزدهم تا هزاره ی دهم پیش از میلاد مسیح (ع) ، آثار مكشوفه در فلسطین(در اریحا Jéricho  و در بیذا Beidha) ، و در غاركمربند در ایران شمالی ( و در غارهای لرستان كه به احتمال بسیار قوی هم عصر یا كهن تر از غارهای التامیرا و لاسكو می باشند) ،درسوریه (در موری بِیت Moribeith ) ،در اناتولی(در بلباسی Belbasi و بلدیبی Beldibi )، در كردستان و در میاندورود شمالی (در زاوی چمی Zawi Chemi و در شنیدار Shenidar )، در ایران شمالی و مركزی (در غاركمربند ) یافت شده است (6) .  به استثنای آنچه كه در كردستان و میاندورود شمالی و در غار كمربند در ایران شمالی یافت شده ، همه ی آثار نقاط دیگر از دوران نوسنگی Néolithique و ناتوفیََن Natiufien می باشند یعنی به زحمت می شود آنها را به انسان های هوشمند نسبت داد .
آثار زندگیِ گروهیِ انسانی در فلسطین از 7600 پیش از میلاد مربوط به دوران پسا- نوسنگی ست و دوران پیش- سفالینه (Pré-poterie) از 7000تا 6000 پ.م. برآورد شده است و ازین تاریخ تا 4350 پ.م. فلسطین به دلیل پیشروی صحرا و خشكسلی بسیار زیاد غیر مسكونی بوده است و احتمال كوچ گروهیِ ساكنان آنجا به سوی غرب و افریقا از طریق صحرای سینا و تشكیل تمدن های اتیوپیایی و مصری و غیره بسیار زیاد ست . در حالیكه دوران پیش- سفالینه در ایران دیده نشده و آثار به دست آمده در گنج دره از سا 8000 پ.م.، و در تل-آسیاب از 7000 پ.م. از گونه ی پیش-لعابینه Pré-céramique می باشند ، در صورتی كه دوران پیش-لعابینه در اریحای فلسطین از سال 4350 پ.م. آغاز می گردد (6) ..
این بررسیِ تطبیقیِ كوتاه می تواند پاسخگوی بسیاری از پرسش های مطرح شده در مورد آغاز بشریت هوشمند و راهیابی به دوران « امت واحده » باشد ونیز بسیاری از اجادیث وارده از ناحیه ی رسول خداو اهل بیت عصمت و ولایت ، در مورد آغاز سكونت بشر نواحی میاندورود و نظریات زردشت و اوستایی در مورد مركزیت ایران در تمدن بشری را مورد تأیید قرار می دهد . با این حال ، اگر ما تاریخ زنی نادرست كربن 14 را ، برای محقق كردن نظریات افلاطون ، ماری رستگاست ،دكتر ركن الدین همایون فرخ و غیره ... چند هزاره واپس برانیم تا انقلاب كشاورزی را به هزاره های نهم تا هشتم پ.م. برسانیم، آنگاه تاریخ طوفان نوح (ع) به هزاره ی دوازدهم پ.م. یا پیش از هجرت بر اساس باورهای اسلامی واپس خواهد رفت ؛ و این همان تاریخی ست كه روبر شارو Robert Charout در باره ی طوفان نوح(ع) مدعی شده است . او طوفان نوح (ع) را كه طوفانی همه چا گیر بوده است حدود 12000پیش از میلاد تخمین زده و طوفان 5500 سال پیشِ میاندورود را یك طوفان محلی می داند (7 .          یك بررسیِ تطبیقی میان آثار پیش تاریخ ملت های كهن آسیای غربی ، مصر و یونان‌، نشان می دهد كه از سویی، در آثار یونانی ومصری نشانه های متعددی از تأثیرات هنر ایلامی و سومری دیده می شوند و حتی ما می بینیم كه در مصر باستان و در آغاز تاریخ آن بسیاری از نامهای ایلامی رواج كامل داشته است؛ و از سوی دیگر ، وزش بادها بطور معمول از باختر به سوی خاور و كوچ انسانها از خاور به سوی باختربوده است؛ و ، ایجاد تمدن های نو و تازه، و تأثیر موقعیت های جغرافیایی (مكانی و زمانی) در رهاوردهای هنریِ این اقوام و ملتها ، تغییرات لازم را د تولید های هنری آنها ایجاد می كند و اینچنین هنری تازه با شاكله های تازه پدیدار می گردد .
[ در اسناد اسلامی تا پیش از هجرت رسول اكرم اسلام (ص) سنت برین بوده كه تاریخ ها را از زمان هبوط حضرت آدم (ع) محاسبه می كردند ؛و چون تاریخ نویسان اسلامیِ سده های آغازین اسلام آثار خود را به عربی تدوین می نمودند ؛ اغلب نامها را ، حتی نامهای مردم غیر عرب را نیز به عربی نوشته اند . باری،  آنچه كه در مورد رامسس، فرعون مصر در زمان حضرت موسی (ع) ، از احادیث اهل بیت علیهم السلام  استنباط می شود ، نشان ازین دارد كه او با چهارده نسل به حضرت نوح (ع) می رسیده است (8) . اگر ما فرض كنیم كه این سلسله نسب نیز مانند كربن 14 « پنجاه ـ پنجاه » بیشتر مورد اعتماد نباشد ، می توانیم نیز فرض كنیم كه مصریان از كوچندگان آسیایی یا به عبارتی دیگر میان ـ دو ـ رودی به غرب یا به افریقا هستند و اینكه فرعون رامسس را از نژاد قوم « عاد » دانسته اند ، ادعای « الوهیت » او نیز عادی جلوه خواهد كرد؛ هر چند كه در پذیرفتن این نظریه مشكلات و پرسش های بسیار زیاد بدون پاسخ وجود دارد ]
گفته می شود كه یونانی ها، كارتاژها ، مالتی ها ، اتروریایی ها و لاتین ها اقوامی هندو  اروپایی هستند . آنها كِی از آسیا به جنوب اروپا كوچیده اند ؟ از كدام طایفه هند و اروپایی جدا شده اند ؟ هندیِ خالص؟ هند و آریایی ؟ آریایی ؟ یا كام یكِ دیگر ؟ چرا زبان هایشان آن قدر تغییر كرده است كه نشان بسیار كمی از واژه های مشترك در آنها یافت می شود ؟ واژه های مشابه آنها از كِی در زبان یكدیگر تداخل كرده اند ؟ آیا آنان نیز از كوچندگان میان ـ دو ـ ودی یا از بازماندگان ساكنان « چاتال هیوك » یا « هاچیلار » بوده اند ؟ آیا مردمی كه از هزاره ی چهارم پیش از مسیح (ع) در مصرظهور كردند  كوچندگان میان ـ دو ـ رود شمالی نبوده اند كه پس از پیشروی صحرا در هزاره ی پنجم در میان ـ دو ـ رود ، به سوی بادهای مرطوبی كه از باختر می وزید سرازیرشده اند ؟ آیا افسانه های مشابه این اقوام كوناگون ریشه در « امت واحده » دارند ؟ وصدها پرسش دیگر كه فقط یك بررسیِ تطبیقیِ ژرف در آثار هنریِ آنان می تواند برخی یا شماری ازین پرسش ها را پاسخگو باشد .   
 سیاهه یی از تاریخ فرضیِ تمدن های كهن آسیایی ـ افرقایی (و البته تدوین شده بر اساس تاریخ ـ زنیِ كربن 14) می تواند برخی از پرسش های بدون پاسخ را به فرضیه ها و نگره ها تبدیل كند ، ولی با این حال ، بسیاری از پرسش ها بدون پاسخ خواهند ماند و شاید بر اساس این فرضیه ها و نگره های مطرح شده پرسش های تازه ی دیگری نیز  آشكار شود .
.                                                    *****
در فلسطینِ ناتوفیَن Natoufien ، تاسال 7800 پی.م. دوره ی مزو لیتیك Mésolithique (میان- سنگی)وپس از 7500 در اریحا  اندكی آثار نوسنگی Néolithique دیده می شود  و تا 7000 در اریحا دوره ی پیش- سفالینه و نوسنگیِِ A می باشد ؛ از 7000 تا 6000 پی.م. اریحا دوره ی پیش- سفالینه و نوسنگیِ B را می گذراند و سپس تا سال 4300  محوهرگونه سكونت ست و« صحرازدگی » [ Désertion =پیشزفت صحرا ] ست ؛ در صورتی كه در فلسطینِ بِیذا Beidha ، تا سال 7250 پی.م. دوره ی میان سنگی ست وازین زمان تا6700 دوره ی نوسنگی و پیش- لعابینه با هم آغازیده می شود ، ازین زمان تا 6000 دوره ی نوثاتای 6 تا 3 Nutthata VI-III ، نوسنگی و پیش- لعابینه با هم ست و در 6000 به ضحرازدگی می پیوندد. صحرا زدگی در بیذا  در 4750 پایان می پذیرد .  در سوریه تا 6750 دوران میان سنگی ست ، سپس اوگاریت 5 ج Ugarit V   C نوسنگی و پیش- لعابینه است و تا 6000 پی.م. ادامه می یابد ، درین هنگام اوگاریت 5  ب  نوسنگی و 5  الف لعابینه است كه تا 5100 به اوگاریت 4  ج می پیوندد ؛ ازین زمان تا 4800 اوگاریت 4  ب و دوره ی تمدن تلّ حلف ست كه به اوگاریت 4  الف 4000 پی.م. پایان می پذیرد . در حالی كه در اناتولی ،در نواحیِ بِلباسی   Bebasi و بِلدیبی Beldibi ، تا سال 7500 پی.م. آثار شایان توجهی مشاهده نشده و سپس در چایونو çayonu در 6200 ، دوره ی نوسنگی  و پیش- لعابینه Pré-cérqmique با هم آغاز می گردد؛ این دوره تا 6050 یعنی دوران چاتال هویوك 10 Tchqtql Huyuk  X  و دوره ی لعابینه ادامه می یابد و سپس تا 2500 پی.م. خبری از سكونت انسانی و تمدن نیست . در اناتولی نیز ، در ناحیه ی هاچیلار Haçilar در 7000 دوره ی پیش- لعابینه آغاز شده و تا 6750  ادامه می یابد ، سپس تا 5800 كه دوره ی نوسنگی و لعابینه با هم آغاز می شوند خبری از  سكونت و تمدن نیست . این دوره در 5000 پایان میگ  گیرد و تا سال 2500 همانند دوران چاتال هویوك اثری از سكونت و تمدن دیده نمی شود .
درمیان- دو- رود شمالی و كردستان ، در زاوی چمی Zawi Chemi وشنیدار  Shanidar تا 6750  آثار انسانی به طور متفرق یافت شده ولی در این هنگام تا 6500 در جَرمو Djarmo دوره ی پیش- لعابینه و ازین پس تا6000 دوره ی نوشنگی و لعابینه آغاز می گردد . ازین هنگام تا 4500 در نسونا در مقاطع مختلف باستان شناسانه تمدن شكوفا می شود و سپس تا 2500 مراحل گوناگون تمدن تپه گورا  Tépé Gaura شكوفا ست .
در میان- دو- رود مركزی میان سالهای 6500 تا 6000 تمدن تل السوّان Tal es Sawwan ست و تا 5500 دوران جارمو 1 و هسونا 2 ، سپس در سال 5500 تا 5100 دوران سامرا (3و 4) Samarra III  IV و ازین هنگام تا 4700 دوران تْ حلف Tall Halaf شروع می شود .
در ایران مركزی و شمالی ،سكونت انسانی ظاهراً از عار كمربند آغلزیده می شود و در 5550 ساهد تمدن تپه سیالك در مركز ایران می باشیم كه دورانهای 1 ، 2 ، 3 ، و 4 آن تا 3000 پی.م. كه به دوران آغاز ایلامی مشههور ست  ادامه می یابد . در خور توجه ست كه در ایران شمالی و مركزی آثار دوران های میان سنگی و نوسنگی به هیچ وجه دیده نشده است .
ایران غربی و لرستان ، دوره ی پیش- لعابینه ی خود را در گنج دره از 8550 پی. م. آغاز كرده اند   این دوره در تلِ آسیاب از 8050 تا 7000  دوام می یابد و درین هنگام دوره ی لعابینه (سرامیك) در گنج دره پدیدار می گردد. در 6550 در تپه گوران دوره ی پیش- لعابینه و در 6250 ، در همانجا دوره ی لعابینه آغاز می شود . در 4500 پی.م. نخستین گورستانِ لرستان به نام هاكالان Hakalan از تمدن شهر نسینیِ بزرگی حكایت می كند . تاریخ گورهای زیر زمینیِ لرستان را حدود 2500 سال پی.م. برآورد كرده اند (9) كه پژوهش های  تازه درستی آنها را مورد تردید قرار می دهد .
در دشت دِهلُران ، از 7500 سال پی.م. دوران بوس مرده Bus Mordeh  و از 6550 تا 6050 پی.م. دوران علی كُشAli Kosh  می باشد گه هر دو دوران نوسنگسِ پیش- لعابینه برآورد شده اند.ا از 6050 تا 5550 دوران محمد جعفر و سپس دوران سبز و پس از آن دوران خزینه است كه هر دو را نو سنگی به شمار آورده اند ؛ دوران سبز تقریباً از 5500 آغاز شده و به 5000 پایان می گیرد .
در شوش ، در ناحیه ی شوشیان (ایالت شوش و دیگر شهرهای آن) ، از 5300 پی.م. دوره ی جعفرآبادِ 4 تا 6 و در 5150 دوران جعفرآبادِ 3 و دوره ی ظهور و تأسیس كارگاههای هنری می باشد كه در حدود 4100 به دو بخشِ شوش و جهفرآبادِ 3 تا 1تقسیم می شود ؛ جعفرآباد3 تا1 تا3600 و شوش تا 3100 ادامه می یابد . دوره های مختلف شوش از شوشِ 27 تا شوش 13 حفاری شده اند ، این دوره تا 2550 ادامه یافاه و هم اكنون آغاز لعابینه های نقاشی شده است و به به دوران پیش- سارگونی نام گذاری شده است .
میان– دو- رود پایین یا پست Basse Mésopotamie كمی پیش از جعفرآباد شكوفا می گرددبه دو بخش تقسیم شده است : بخش ِاریدو Eridu ، از 5350  اِریدوی19 كه تا اریدوی 2 در 3550 ادامه می یابد ، و بخش اوروك Uruk كه از اوروك 18در 4500 پی.م.آغاز شده و در3500 با اریدو متحد گشته و یك كُل را تشكیل می دهند ؛ سپس در  3050 اریدو به تمدن جمدِت-  نسر Djemdet)Nasr تبدیل شده و اوروك تا اروك ی1 كه دوران پیش- سارگونی ست ادامه می یابد.   
                                                   *****
می توان چنین مقایسه ی تطبیقی رااز 2800 سال پی.م.  میان تمدنن های: ایران ، میان- دو- رود شمالی ، نیان- دو- رود جنوبی ، لِوان Levant (لبنان امروزین) ، اناتولی ، مصر [به ترتیبی كه پییِر اَمیِه در كتاب خاور نزدیك خود آورده است] ، در هر پنجاه سال تا 350 پی.م. انجام داد و تأثیرگذاری ها و تأثیر پزیریها ی تمدن های نامبرده را از و بر یكدیگر مورد بررسی قرار داد. اگر چنین مقایسه ی تطبیقی در دوران های بعد نیز انجام گیرد و هنر تمدن های خاوری و باختری با هم مقایسه شوند ، بسیاری از داده های تاریخ هنر موجود اعتبار خود را از دست خواهند داد
[ این سیاهه بر اساس مطالب جدول های بررسیهای تطبیقیِ صفحات 578 تا 580  و به طور هلاصه ، فقط برای روشن كردن شیوه ی بررسی های تطبیقی در هنرها، تهیه شده است (9).]
این مقایسه صرفاً در تحول تاریخیِ هنر انجام گرفته است و می تواند با توجه به سیاهه ی داده شده (و با توجه به نادرستی كنش كربن 14 ) حتی میان عناصر و شكل های تشكیل دهنده ی یك اثر هنری از تمدنی رسید و قاطعانه در مورد اصالت و اصل و ریشه ی آن حُكم نمود
نتیجه :
با نوجه به این نكته .كه تاریخ گذاری های كنونی اغلب بر اساس حدس و پیشنهاد های شخصیِ باستان شناسان ست كه آن نیز بر اساس پرتونگاریِ كربن 14 انجام می گیرد و اینكه این گونه پرتونگاری ها جندان دقیق و مورد اعتماد نیست ،  لذا برای دستیابی به تاریخ نسبتاً درست و دقیق آثار هنری باید از طریق مطالعه و بررسی تطبیقی عمل كرد؛ بدین طریق كه تاریخ تقریبی ِ آنچه را كه می دانیم به حقیقت نزدیك تر ست مِلاك سنجش قرار داده و با تطبیق آثار هنری كه در تركیب عناصر و در طراحی شباهت هایی با هم دارند و احتمال داده می شود از یكدیگر تأثیر پدیرفته باشند ، عمر تقریبی و « هویّت » اصلی اثر هنری را به دست آوریم . مقایسه ی مختصری از تاریخ تحول زندگی مجامع انسانی و هنر آنان در خاور نزدیك ( كه اجباراً بر اساس كربن 14 تاریخ زنی شده است) به ما اجازه می دهد شیوه یی درست و دقیق را برای مطالعات تطبیقی هنر اتخاذ نماییم كه هم به حقیقت نزدیك تر باشد و هم بیشتر ما را به ریشه های اصلی تمدن های بشری راهنمایی كند .

یادداشت ها :
(1). به آیات  213 سوره ی بقره ، 48 مائده ، 19 یونس ، 93 نحل ، 92 انبیاء ، 52 مؤمنون ، 8 شوری ، 33 زخرف ، برای درك معانی مختلف « امت واحده » و بویژه آیه ی 213 سوره ی بقره كه خداوند از امـ واحده ی آغازین سخن فرماید ، مراجعه شود .
(2 Pierre Amiet: L'Art Antique du Proche-Orient, , Collection L'ART ET GRANDES CIVILISATION, Editions Mazénod, Paris, 1977                              
(3).Mary Restgast: Plato Prehistorian: 10000 to 5000 B.C. Archeologie, Harward Press , 1986, page 3 to 224 .                                                                                            
                                                                                         
 (4).منسوب به حكیم عمر خیام ست كه : 
ای دوست بیا تا غم دنیا نخوریم
وین یك دم عمر را غنیمیت شمریم
فردا كه ازین دار فنا درگذریم
 با  هفت هزار سالگان سر ببیم  .
كه هفت هزار سالگان  ، اشاره یی ست به عمر تمدن ایرانی ، به عقیده ی حكیم نیشابوری.
(5).ركن الدین همایونفرخ :تاریخ هشت هزار سال شعر  ایرانی (پارسی ) ، نشر علی ، نهران ، 1370 .
(6).پییِر امیِه : هنر باستانیِ خاور نزدیك ، مجموعه ی « هنر و تمدن های بزرگ » ، انتشارات مازِنو ، پاریس ، 1977 ، (یادداشت 2 ) .
(7).روبر شارو ، « پیست های » نازكا ، پاریس 1975 ، مجوعه ی « كتابهای سیاه .
(8)آیة الله حاج شیخ محمد جواد آیة اللهی ، به همت محمد ابراهیم آیة اللهی ، قم، بدون تاریخ ، پخش توسط انتشارات دارالتبلیغ اسلامی .
(9).هنر باستانیِ خاور نزدیك ، جدول های تطبیقیِ صفحات 578 تا 581 .

مآخذ :
1-قرآن مجید ، ترجمه ی مرحوم دكتر سید جلال الدین مجتبوی ، انتشارات حكمت ، تهران 1376 ؛
2-ایه ، پییر، هنر باستانی خاور نزدیك ، انتشارات مازنو ، پاریس ، 1977 ؛
3-آیة الله مرحوم حاج شیخ محمد جواد آیة اللهی ،  حج البیت ، انتشارات دارالتبلیغ اسلامی ، بدون تاریخ ؛
4-خیام ، حكیم عمر، رباعیات  ، یك نسخه ی چاپیِ كهن بدون تاریخ ؛
5-رستگاست ، ماری ، فلات پیش تاریخ ، 10000 تا 5000 سال پیش از میلادِ  باستان شناسی ،چاپ هاروارد ، 1986 ؛
6-شارو ، روبر ، « پیست » های نازكا ، مجموعه ی كتابهای سیاه ، انتشارات فلاماریون، پاریس،  تاریخ  ؟ ؛
7-همایونفرخ ، مرحوم دكتر ركن الدین ، تاریخ هشت هزار سال شعر ایرانی (پارسی)، نشر غلی، تهران ، 1370 ؛

 

یکشنبه 27 آبان 1386 09:25 ب.ظ
كلمات كلیدی : مطالعات تطبیقیِ هنر ، امت واحده ، تاریخ زنی كربن 14 ، تاریخ زنی اسلامی ، كوچ اقوام آسیایی به غرب و افریقا ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات