مانیفست هنر هانیبال الخاص

«اصل همۀ غریبان آدم بود. پیشین همۀ غمخواران آدم بود. نخستین همۀ گریندگان آدم بود. بنیاد دوستی در عالم آدم نهاد. آئین بیداری شب آدم نهاد. نوحه کردن از درد هجران و زاریدن به نیم شبان، سنتی است که آدم نهاد.
همه شب مردمان در خواب، من بیدار چون باشم؟
غنوده هر کسی با یار، من بی یار چون باشم؟ آخر چون نسیم سحر، عاشق‎وار سر بر زد و لشگر صبح کمین بر گشاد و بانگ بر ظلمت شب زد، جبرئیل آمد به بشارت که: یا آدم! صبح آمد و صلح آمد و سرور آمد. برخیز ای آدم.
وصل آمد از بیم جدایی رستیم، با دلبر خود به کام دل بنشستیم.»
وقتی این متن زیبا را از «کشف الاسرار» میبدی در گفتگوی ناصر حریری با احمد شاملو در کتاب «دربارۀ هنر و ادبیات» خواندم، پس از یک دورۀ 15 ماهه از ایران به شوق آمدم تا مانیفستی  برای هنر طراحی بنویسم. این مانیفست، حداقل ثمرۀ سی چهل سال جر و جدل اندیشه‎های من با خود بوده است.

یکم
غمخوارگی، بنیاد همۀ هنرهاست. گریه برای غریبان، برای انسان بی خانه، بی وطن، بی الفبا، و نوحه سر دادن برای حیواناتی که نسلشان در حال انقراض است، و برای آب، اوزن و فضای سبز که رو به کاهش است، سهم بزرگی از غمخوارگی ماست.
دوم
ما باید صبح وصلح و نور و سرو را بجوییم و نپنداریم که امید و بشارت از تعالی هنر
می‎کاهد.
سوم
نام گروه ما «کار و کار و کار» است که شاید بعدها تغییر کند. اما با کار و پیگیری به این گفتۀ حکیم فردوسی عمل می‎کنیم: «ز گهواره تا گور دانش بجوی.»
چهارم
شعار همیشگی ما این قطعۀ زیبا از شعر نیماست: «هر آن اندیشه در ما مردگی آموز، ویران. آمین آمین.» برای ما اندیشۀ مردگی آموز مترادف است با هر آنچه از شوق و شور، سلامت و از باور ما بکاهد.
پنجم
جسارت و غرور سالم از ضروریات خلاقیت در طراحی و هنر متعالی است، و آن جا که خط به عنوان اصلی‎ترین عنصر طراحی جسورانه نقش می‎بندد، طراحی به اوج خود می‎رسد.
ششم
برای ما «تجرید» و «تصویر» یا فرم و محتوا مانند دو بال پرنده هستند، و برای بالندگی هنر، به یک اندازه ضروری. اما گاهی یکی از بالها برای چرخشی بجا، بیشتر بکار گرفته می‎شود.
هفتم
ما مکاتب اواخر قرن بیستم مانند: کانسپچوال (هنر مفهومی، چیدمان)، هنر ویدئو، سینما و استفاده از کلاژ و چند مدیومی را در اندیشه و عمل می‎پذیریم و تجربه می‎کنیم.
هشتم
ما نقاشی دیواری (مانیو منتال) و شیوه‎های مختلف حکاکی که هنر را ارزان یا به رایگان در معرض دید مردم قرار می‎دهد، بسیار مهم و سهمی از وظیفۀ همۀ هنرمندان می‎دانیم.
نهم
ما هنر گذشته را مرده ریگی بی بها از نسلی فراموش شده نمی‎دانیم، و برای این سخن شاعر داغستانی، رسول حمزه توف احترام خاص قائلیم: «هر کس به گذشتۀ خود تیری پرتاب کند، آینده او را به توپ خواهد بست.»
دهم
به اعتقاد ما مکاتب هنری دوامی بس دراز یا همیشگی دارند. مادام که به عشق باور داریم، مکتب رمانتیسیسم، مادام که شخصیت هنرمند و سبک و امضای هنری‎اش مشخص است، مکتب اکسپرسیونیسم، مادام که انسان با خواب، رویا، کابوس و آرزوهایش دلمشغول است، مکتب سوررئالسیم نمی‎تواند مردود به شمار آید و باید با اندیشه‎های امروزین به این مکاتب خصلتی نو بخشید.
یازدهم
ما کثرت بی‎نظیر فرهنگها و اقوام ایران را ثروتی بی‎نظیر می‎دانیم. خواهان رابطۀ تنگاتنگ با آنان هستیم.
دوازدهم
ما تدریس را سهم بزرگی در فرایند یادگیری می‎دانیم و معتقدیم که در آموزش به دیگران و به ویژه کودکان، خود بیشتر می‎آموزیم.
سیزدهم
ما کودکان را موجوداتی نارس، کال و خام نمی‎نامیم، و کودکی را دوران طلایی خلاقیت و صداقت می‎دانیم، چه بسا که برای بازگشت به این دوران چه در نگاه و چه در هنرمان بکوشیم.
چهاردهم
تواضع آموختن از هنرمندانبزرگ تاریخ، از بومیان و هنرمندان خودساخته  وآبدیده شدگان حرفه‎ای، مانند گلیم بافان، کاشی کاران و رنگرزان باید یکی از زیباترین خصلتهای ما باشد.
پانزدهم
ما شرکت در یک نمایشگاه فردی و دو نمایشگاه گروهی را حداقل فعالیت سالانۀ خود می‎دانیم.
شانزدهم
ما وظیفه داریم که در آشتی هنرها با یکدیگر، تلاش کنیم و از این رو اصرار داریم:
الف) افتتاح هر نمایشگاه با موسیقی و شعر خوانی همراه باشد.
ب) بر آگاهی خود نسبت به موسیقی، شعر، داستان نویسی و تئاتر بیفزاییم و بدانیم که تفکر عمیق و نگاه چند لایه در هنر از این آگاهی‎ها سرچشمه می‎گیرد.
ج) کتاب خواندن، رفتن به تئاتر، کنسرت و سینما باید از عادات زندگی ما باشد.
هفدهم
ما باید حد امکان در نمایشگاهها حضور فعال داشته باشیم و پرسشهای بازدیدکنندگان را با تواضع، مهربانی و احترام پاسخ دهیم.
هجدهم
ما نگران فقر فرهنگی دیواریمان هستیم و می‎خواهیم بکوشیم تا آنرا به سطح فرهنگ مفروشمان برسانیم.


جمعه 12 فروردین 1390 07:49 ب.ظ


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic